چگونه نه خودمان را سر کار بگذاریم و نه کسب‌وکارمان را؟

چگونه نه خودمان را سر کار بگذاریم و نه کسب‌وکارمان را؟

مگر می‌شود آدم خود و کسب‌وکارش را سر کار بگذارد؟ پاسخ روشن است: «چرا که نه؟!»

در این چند سال گذشته که با کسب‌وکارهای مختلف و همچنین افراد مختلف در زمینه‌های مدیریت، بازاریابی، استراتژی‌های دیجیتال و آنلاین و موارد این‌چنینی سروکار دارم، شاخصی را کشف کردم که نام آن را شاخص «خودسرکارگذاری» می‌نامم.

این شاخص میان تمامی کسب‌وکارهای ناموفق و یا نیمه‌موفق به چشم می‌خورد، و حتا در میان موفق‌ها.

در این مطلب می‌خواهم درباره این شاخص و ریشه‌های آن برای شما بنویسم؛ همراه باشید.

 

شاخص خودسرکارگذاری چیست؟

شاخصی پنهان ولی ملموس است که در لابه‌لای برنامه‌ها و بی‌برنامه‌گی‌ها وجود دارد و اثرات منفی آن همواره در جریان است.

علائم وجود این شاخص؟

  • هزینه می‌شود، پیشرفتی حاصل نمی‌شود.
  • تلاش می‌شود، راهی گشوده نمی‌شود.
  • نمی‌دانیم چه‌کار داریم می‌کنیم.
  • همه چیز در هم و آشفته است.
  • همه همه کار انجام می‌دهند و هیچ‌کس کاری پیش نمی‌برد.
  • در حاشیه به سر می‌بریم نه در متن.
  • میزان بازخورد و فروش‌مان اصلاً در شأن ابزارها و امکانات‌مان نیست.
  • منتظریم معجزه‌ای از راه برسد یا منتظر زمان خاصی هستیم.
  • انتظار تغییرات ناگهانی داریم.
  • درک واقعی از رویکردها و روش‌های نوین نداریم.
  • حس می‌کنیم سیاهی‌لشگر دور خود جمع کرده‌ایم.

اگر در کسب‌وکار، شرکت و فعالیت‌تان موارد بالا را احساس کردید، بدانید که سیستم مدیریت کسب‌وکارتان دچار ویروس شده است و باید به صورت جدی به کشف دلیل و سپس درمان آن بپردازید.

اما در این مطلب می‌خواهم علائم عملیاتی‌ای را بیان کنم که بیشتر جنبه آنلاین و دیجیتال دارد و می‌خواهم روی این بعد تمرکز کنم؛ زیرا همان‌طور که می‌دانید مدیریت یک مجموعه ابعاد گوناگونی دارد، از منابع انسانی گرفته تا مدیریت خدمات و فرآیندها و ... .

اگر موارد زیر را در بعد آنلاین و بازاریابی کسب‌وکارتان مشاهده کردید، بدانید در خوشبینانه‌ترین حالت یک‌جای کار ایراد دارد و در بدبینانه‌ترین حالت، اشکالات اساسی و بنیادین در سیستم مدیریتی جا خوش کرده است.

چرا این موارد را فهرست می‌کنم؟ چون این‌ها کشنده و مرگ‌بار هستند و درست مانند سم عمل کرده و کم‌کم علائم حیاتی کسب‌وکار را از بین برده و باعث شکست قطعی می‌شوند.

  1.  هزینه ناگهانی و زیاد در اوایل کار
    هزینه زیاد در بازاریابی و تبلیغات آنلاین الزاماً به معنای بازده بیشتر نیست، بلکه تمرکز بر نکات راهبردی، هزینه هوشمندانه و یادگیری و انعطاف مداوم در اقدامات بازاریابی و تبلیغات آنلاین است که تعیین‌کننده است.
    باید شاخص عدم قطعیت را همیشه در نظر داشت و با بخش‌بندی و زمان‌بندی هزینه‌کردها، بازده نهایی را تا حد امکان بالا برد، نه این‌که به یک‌باره هزینه زیادی صورت گیرد و رها شود.

  2. فراموش کردن محتوا
    دیگر آن‌قدر همه درباره محتوا و اهمیت محتوا نوشته‌اند که صحبت و بیان اهمیت آن مانند این است که مدام توضیح دهیم زمین به دور خورشید می‌گردد یا نه.
    فضای آنلاین و دیجیتال، بدون محتوا مانند بادکنکی خالی است، بنابراین محتوا یعنی ماهیت و هسته تمامی فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغات آنلاین. بدون محتوا نمی‌توان ارتباط برقرار کرد و بدون برقراری ارتباط نمی‌توان به مصرف‌کننده رسید و فروش انجام داد. بنابراین بدون محتوا نمی‌توان موفق بود.
    حال هر نوع کسب‌وکاری، مختصات محتوایی خاص خود را دارد، از صنعت به صنعت متفاوت است.
    اگر کسب‌وکار، به هر دلیلی، برنامه محتوایی روشنی ندارد و به دنبال آن برنامه بازاریابی محتوا ندارد، باید یک بازنگری جدی انجام دهد تا زیادی دیر نشده است.

  3. برنامه آنلاین نداشتن
    برنامه مدون آنلاین به کسب‌وکار می‌گوید که چگونه حضور درست و اصولی آنلاین داشته باشد. از مباحث بازاریابی و تبلیغات گرفته تا روابط عمومی و تعامل با مخاطب و مشتری. اگر چنین برنامه‌ای در کسب‌وکار وجود ندارد، به احتمال زیاد شاخص یا سندروم خودسرکارگذاری جایی در اطراف حضور دارد.

  4. عدم استفاده از پایگاه داده مشتریان
    عدم استفاده یا استفاده بد از پایگاه داده مشتریان، مانند ایمیل‌ها و شماره‌هایشان، یعنی شرکت هزینه بازاریابی‌اش بهینه نیست. زیرا به دست آوردن مشتری جدید تقریبا 7 برابر بیشتر هزینه دارد تا این‌که مشتریان فعلی را نگه داشت و وفادار کرد.
    به جای آزار دادن مخاطبین با ایمیل‌ها و پیام‌های متعدد برای هر خدمت و محصول، باید یک برنامه مدون و تقویم داشت تا در زمان‌های مناسب، برای اقدامات مناسب با مشتریان فعلی تماس ایجاد شود؛ و این تماس باید ارزشمند باشد نه صرفاً تماس. اگر هم برنامه‌ای برای استفاده از پایگاه داده مشتریان وجود ندارد، باید یک برنامه خوب تدوین شود و بخشی از بودجه بازاریابی و تبلیغات را به آن احتصاص داد.

  5. اشتباه گرفتن سئو با بازاریابی
    همواره، همه کارشناسان گفته‌اند که سئو بخشی از بازاریابی است و نه همه آن. ولی متأسفانه با جوی که برای سئو ایجاد شده است به خصوص در ایران، جنبه مدیریتی و بازاریابی مسئله از یاد رفته است. بنابراین به وضوح دیده شده است که مدیران کسب‌وکارها بدون توجه به بخش مدیریتی و بازاریابی مسئله، به سراغ سئو می‌روند و بازخورد مورد نظرشان حاصل نمی‌شود، ولی باز فکر می‌کنند مشکل از سئو است و همچنان به هزینه در آن اقدام می‌کنند؛ یک چرخه باطل.
    باز هم تأکید می‌کنم، سئو بخشی از برنامه بازاریابی آنلاین است؛ سئو رویکردی است که در افزایش بهره‌وری برنامه بازاریابی اهمیت دارد.

  6. درک نادرست سئو و بازاریابی محتوا
    این مورد و مورد 5، بسیار شایع است. بنابراین، به این دو مورد بسیار توجه کنید.
    رابطه واقعی بازاریابی محتوا، سئو و بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی چیست؟
    بگذارید خلاصه، رک و مفید بگویم:
    چرا محتوا تولید میکنیم؟  محتوا را تولید می‌کنیم تا به «اهداف بازاریابی و یا برندسازی» دست یابیم، جز این نمی‌تواند باشد!
    حال سئو و شبکه‌های اجتماعی این میان چه می‌کنند؟ بیایید این‌طور فکر کنیم که سئو و شبکه‌های اجتماعی، روش‌ها و رویکردهایی هستند که باعث می‌شوند تولید محتوای ما به بار بنشیند.
    وقتی سئو را به کار می‌بریم، البته من درباره سئوی کلاه‌سفید صحبت می‌کنم، در واقع داریم «محتوا و راه‌های دسترسی به محتوا» را بهینه می‌کنیم؛ سئو برنامه‌ریزی و تولید محتوا نیست، سئو مدیریت نیست، سئو ارائه ارزش به مخاطب نیست؛ سئو روشی است برای بهینه‌کردن محتوا و راه‌های دسترسی به محتوا با تأکید بر موتورهای جستجوگر.
    و اما شبکه‌های اجتماعی؛ شبکه‌های اجتماعی نیز روش و رویکردی است تا محتوا به بیشینه ظرفیت بازخورد خود دست یابد.
    در واقع اگر بخواهیم درست و علمی بیان کنیم، سئو و شبکه‌های اجتماعی گرد بازاریابی محتوا شکل می‌گیرند، و این هر سه، در دل بازاریابی آنلاین؛ که بازاریابی آنلاین نیز می‌تواند 50 تا 100 درصد از کل بازاریابی کسب‌وکار را شامل شود.

  7. اصرار بر روش‌های بی‌بازده
    اگر کسب‌وکاری روش‌های تبلیغاتی و بازاریابی‌ای را دنبال می‌کند و در عین عدم بازدهی باز آن‌ها را تکرار می‌کند و دست از آن‌ها نمی‌کشد، یعنی یک جای کار مشکل دارد. این کسب‌وکار باید آن موارد را متوقف کرده و به دنبال این باشد که چرا آن روش‌ها بازدهی ندارند، راه حل چیست و جایگزین‌ها چیستند؟ و برای استفاده از جایگزین‌ها، چه بسترسازی‌ای باید صورت گیرد.

  8. پرت کردن محتوا به جای تولید محتوای با ارزش و با کیفیت
    برخی فکر می‌کنند تولید انبوه محتوا یا تولید روزانه محتوا، یعنی حد اعلای محتواسازی. خیر؛ اصلاً و به هیچ‌وجه و حتا برعکس!
    چنین رویکردهایی به محتوا معمولاً یک وجه مشترک دارند، و آن این است که محتوای تولیدشده‌شان بدون پشتوانه پژوهشی و بدون برنامه مدون است. بنابراین، هزینه و نیرویی که صرف تولید محتوا می‌کنند، با بازخورد ناچیز و حتا صفر روبه‌رو می‌شود، در نتیجه هزینه و انرژی کسب‌وکار هدر می‌رود.
    تولید یک محتوای با کیفیت در هفته از 14 محتوای بی‌هدف و کم‌کیفیت بهتر و پربازده‌تر است.

  9. استفاده از همه شبکه‌های اجتماعی
    هر کسب‌وکاری، بنا بر اهداف و نوع صنعت و کسب‌وکار، نیاز دارد تا به شیوه مناسب خود در شبکه‌های اجتماعی حاضر باشد. نه این‌که در همه شبکه‌ها حاضر باشد، فعالیت کند و از هیچ‌کدام هم بازخورد کافی و مناسبی نگیرد.
    این‌جاست که باید هوشمندانه و براساس راهبرد و اهداف پیش رفت و در انتخاب شبکه‌های اجتماعی دقت کرد. باید دید مخاطبین اصلی برند را در کجا و چگونه می‌توان یافت، سپس برنامه‌ریزی کرد که چگونه و با چه به سمت آن‌ها حرکت شود.

  10. بودجه کم و ناچیز و توقعات عجیب
    وقتی یک کسب‌وکار، به اهمیت بازاریابی آنلاین اذعان می‌کند، ولی بودجه کم و ناچیزی را به آن اختصاص می‌دهد، یعنی به نوعی خود را سر کار گذاشته است. حال آن‌که در حال حاضر حداقل 40% بودجه بازاریابی شرکت‌ها به طور میانگین، به بخش آنلاین تعلق دارد؛ و شرکت‌هایی هم هستند که بخش حداکثر بودجه را به بازاریابی آنلاین اختصاص می‌دهند.

  11. عدم تخصص و مهارت لازم در زمینه بازاریابی آنلاین در کسب‌وکار
    اگر کسب‌وکاری، به هر دلیل، نه در سطوح مدیریتی آشنایی کافی با بازاریابی آنلاین را دارد و نه سمتی را به این کار اختصاص می‌دهد و نه به صورت مناسب از مشاورین متخصص استفاده می‌کند، به نوعی خود را سر کار گذاشته است.
    این سمت یا تخصص، اهمیتی حیاتی برای کسب‌وکارهای امروزی دارند، بنابراین هر کسب‌وکاری باید به روشی این ضعف سازمانی را از بین ببرد؛ چه با استخدام نیروی متخصص و چه با استفاده از مشاورین متخصص.

  12. مشخص نبودن اهداف و برنامه
    بدون برنامه و اهداف کمی و روشن، نمی‌شود تلاش‌ها و اقدامات را به خوبی ارزیابی کرد. بنابراین، تغییرات کوچک و پیشرفت‌های تدریجی مشاهده نمی‌شوند و این امر باعث می‌شود نوعی ابهام شکل گیرد و بدون آگاهی از واقعیت اقدامات، تصمیمات نادرستی گرفته شود.

  13. اقدامات بدون اتکا بر داده‌ها و اصول علمی
    تمامی اقدامات آنلاین، اگر بر پایه اصول علمی و داده‌های مختلف حاصل از تحقیقات و بررسی‌های کارشناسان نباشد، اقدامات بهینه و استانداردی نیستند. از طراحی وب‌سایت گرفته تا تبلیغات کلیکی و دیگر مسائل. بنابراین، تمامی کسب‌وکارها در هنگام اقدامات آنلاین خود، باید نگاهی به داده‌های موجود بیاندازند و سپس آن‌ها را اجرا کنند.

  14. حوزه وظایف و کارگروه بخش آنلاین مشخص نباشد
    اگر در ساختار سازمانی کسب‌وکاری، فعالیت‌های آنلاین شرکت متولیان مشخصی نداشته باشد و این اشخاص دارای برنامه اجرایی مشخصی نباشند و از سوی دیگر، به لحاظ تخصص و دانش کارآمد نباشند، به نوعی بخش اقدامات آنلاین شرکت سر کار گذاشته می‌شود و از این منظر، کل شرکت. این مورد نیز از موارد شایعی است که به دفعات در کسب‌وکارهای مختلف مشاهده کرده‌ام.
    ریشه این مسئله، در بیشتر مواقع در رأس مدیریت کسب‌وکار است، زیرا زمانی که در رأس کسب‌وکار تخصص و آگاهی لازم وجود نداشته باشد، این عدم تخصص و آگاهی به تمامی مجموعه و ابعاد فعالیت‌های آن نشت می‌کند.
    بنابراین، راه درمان برای چنین مشکلی، ایجاد یک بخش مستقل و کارآمد ویژه اقدامات آنلاین است که به صورت مستقیم با رأس مجموعه و بخش بازاریابی کل شرکت در تماس است.

  15. عدم به‌روزرسانی برنامه یا توقف در نظارت و برنامه‌ریزی
    بازاریابی و اقدامات آنلاین، کارهایی هستند که باید به صورت مداوم مورد نظارت و ارزیابی قرار گیرند و تغییرات در جهت بهینه‌شدن به صورت مستمر اعمال شود. اگر این کار صورت نگیرد، بدون شک خطا و عدم بهینه‌گی در گوشه یا گوشه‌هایی پنهان شده است.

نتیجه‌گیری

بیشتر مسائلی که باعث خودسرکارگذاری در کسب‌وکارها می‌شوند، مسائل رویکردی و مدیریتی هستند که ریشه در عدم تخصص یا آگاهی دارند. بنابراین، بخش بزرگی از روش برخورد با این مسائل در حوزه نیروی انسانی است؛ باقی را باید در اصلاح رویکردهای نادرست جستجو کرد.

باور بفرمایید، اصلاح 15 موردی که بیان شد اصلا کار سختی نیست، فقط دقت و نکته‌بینی می‌خواهد و البته اراده مدیریتی و سازمانی.

پیشنهاد می‌شود پس از کشف علائم و مشکلات بیان شده در کسب‌وکارتان، آن‌ها را فهرست کرده، ریشه‌یابی نموده و سپس تقویمی جهت اصلاح آن‌ها تهیه نمایید که در این زمینه، مشاوران و افراد متخصص می‌توانند کمک بسیار جدی‌ای ارائه دهند؛ با آرزوی موفقیت برای همه.

پرنویس 9: چگونه از ظرفیت عصر دیجیتال برای تأسیس یک...
قیف فروش در وب‌سایت واقعا به چه معناست؟!

مطالب مرتبط

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • سلام
    ممنون
    عالی بود پستتون
    بله نظر شما واقعا متین درسته که شاید ایده کسب کار خوب باشه اما باید شرایط رو هم در نظر گرفت و ایده رو در چند مرحله اجرا کرد و طبق بازخورد برنامه ریزی کرد

×
به وب‌سایت من خوش‌آمدید.

آموزش‌ها، تکنیک‌ها و مطالب ویژه را از طریق ایمیل دریافت کنید.