قیف فروش در وب‌سایت واقعا به چه معناست؟!

قیف فروش در وب‌سایت واقعا به چه معناست؟!

تاکنون حتماً چنین تجربه‌ای داشته‌اید که به جایی بروید و چیزی یا کسی نباشد شما را راهنمایی کند تا متوجه بشوید برای انجام کارتان کدام سو بروید و چه باید بکنید.

این مسئله هم برای شما بد است و هم برای جایی که به آن مراجعه کرده‌اید. هر دو، فرآیند دست‌یابی‌تان به هدف‌هایتان، گیر یا مشکل دارد. برای شما هدر رفتن زمان است و تنش و گاهی هم زیان، و برای آن‌جا نیز کمبود کیفیت، افزایش نارضایتی و در نتیجه کاهش محبوبیت.

وب‌سایت هم همین است. اصلاً وب‌سایت چیست؟ مگر جز این است که همان ساختمان و راه‌روها و درها تبدیل شده‌اند به چند کد و تصویر و متن؟ خیر!

پس، همان‌طور که در یک ساختمان که ارباب رجوع دارد، مسیرها و جهت‌ها باید مشخص باشد و علاوه بر مشخص بودن باید به خوبی هم طراحی شده‌ باشند، در یک وب‌سایت نیز به همین صورت باید عمل شود.

این‌جاست که قیف فروش فلسفه خود را پیدا می‌کند.

 

فلسفه قیف فروش در وب‌سایت

قیف فروش در بحث بازاریابی اینترنتی (بازاریابی آنلاین) اهمیت بسیار زیادی دارد و چیزی‌ست که با برنامه‌ریزی درست آن «نرخ‌های تبدیل» را می‌توان ارتقا داد.

فلسفه قیف فروش در وب‌سایت‌ها را می‌توان از دو رویکرد نگاه کرد:

فلسفه قیف فروش از دید کاربر

وقتی در یک وب‌سایت، قیف فروش به خوبی اعمال شده باشد، به این معنی است که کاربر در وب‌سایت گم نمی‌شود، و یا به حال خود رها نمی‌شود. این یعنی وقت و انگیزه کاربر ارزش‌گذاری شده و برای آن برنامه‌ریزی شده است. پس، کاربر به محض ورود به وب‌سایت براساس هدفی که دارد می‌داند دقیقاً باید کجا برود و یا چه کند.

 

فلسفه قیف فروش از دید وب‌سایت

هنگامی که قیف فروش در یک وب‌سایت اعمال شده باشد و به خوبی عمل کند، «نرخ فرار کاربر» از وب‌سایت کاهش داده می‌شود، پس «نرخ تبدیل کاربر به مشتری» افزایش پیدا می‌کند.

این‌کار با راهنمایی کاربر در مسیری که باید در آن قرار گیرد و یا گرفتن اطلاعات مهم او مانند ایمیل و دیگر موارد، انجام می‌شود.

بنابراین، وب‌سایت نسبت به هزینه‌ای که برای جذب مخاطب (کاربر) می‌کند، بازخورد و بازده بیشتری می‌گیرد.

 

پس هم کاربر و هم وب‌سایت هر دو از وجود قیف فروش خوشحال و سر حال می‌شوند.

 

قیف فروش وب‌سایت چگونه است؟

بسیار خب، اکنون رسیدیم به اصل مطلب؛ یعنی ساختار خود قیف فروش.

پیش از آن‌که ساختار قیف فروش را بیان کنم، باید چند نکته را یادآور شوم:

  1. قیف فروش گاهی ملموس است و گاهی خیر.
  2. قیف فروش در هر وب‌سایت بنا به محتوا، موضوع و خدمات متفاوت است.
  3. می‌توان چند قیف فروش در یک وب‌سایت داشت.

 

و اما ساختار قیف فروش

اگر قیف‌های فروش را زیر اشعه ایکس ببریم، تقریبا همه حالت کلی زیر را دارند:

  1. ورودی: ورودی کاربر (موتورهای جستجو، تبلیغات کلیکی، ورود مستقیم، ارجاع‌ها، ورود از شبکه‌های اجتماعی و ...).
  2. صفحه اقدام: که می‌تواند صفحه اصلی باشد و یا صفحات دیگر.
  3. صفحه مقصد: صفحه‌ای که کاربر پس از انجام اقدامی در صفحه اقدام به آن ارجاع داده می‌شود تا کاری بکند. این کار می‌تواند خرید باشد یا تکمیل فرم یا هرچه.

نکته: موارد دو و سه می‌توانند چندتا باشند و الزاماً یکی نیستند. بگذارید چند مثال بزنم:

مثال یک) وب‌سایت ما خدمات آنلاین نرم‌افزاری ارائه می‌دهد. می‌خواهیم یک قیف فروش برای عضوگیری‌مان درست کنیم. قیف فروش ساده ما به چه شکل خواهد بود؟

  • ورودی: که از منابعی ورودی خواهیم داشت به وب‌سایت.
  • صفحه اقدام: صفحه اصلی ما صفحه اقدام است. سپس با درج محتواهای لازم کاربر را میل می‌دهیم به سمت صفحه مقصد.
  • صفحه مقصد: صفحه مقصد ما صفحه عضویت آزمایشی است. در این صفحه کاربر مجاب می‌شود که بهتر است برای استفاده از خدمات وب‌سایت به عضویت آزمایشی درآید.
  • تکمیلی صفحه مقصد: صفحه تشکر و این چیزها.

مثال دوم) وب‌سایت ما یک وب‌سایت آموزشی محتوا-محور است. می‌خواهیم یک قیف فروش خوب و ساده برای آن درست کنیم؛ چه کنیم؟

  • ورودی: منابعی که کاربر را جذب می‌کنیم.
  • صفحه اقدام: صفحه اصلی ما صفحه اقدام می‌تواند باشد که برای مثال با گرفتن ایمیل کاربر، او را ارجاع خواهد داد به صفحه مقصد.
  • صفحه مقصد نخستین: فهرست دوره‌ها و مطالب آموزشی پیش روی کاربر قرار می‌گیرد و کاربر به صفحه مقصد دومین ارجاع داده می‌شود. (به صورت قشنگ نه شلخته‌بازی)
  • صفحه مقصد دومین: برخی دوره‌ها نیازمند عضویت ویژه هستند. در خود این مقصد دومین هم، باید یک قیف کوچک نامرئی بگذارید. مثلا یک ویدئوی کوتاه که کاربر از این دوره چه به دست خواهد آورد و چرا باید برای آن هزینه کند یا زحمت عضویت بکشد؟ باید او را از آگاهی دادن به انتخاب میل بدهید. بعد که مایل به استفاده شد و کلیک کرد، به صفحه مقصد سومین ارجاع داده می‌شود.
  • صفحه مقصد سومین: جایی که قیمت‌ها و بسته‌های مختلف به کاربر ارائه می‌شود.
  • پس از آن هم پرداخت و تشکر و این چیزها.

اگر در مثال دوم، یک‌راست برای فروش رفته بودید نرخ فروش به بازدیدتان به طرز فجیعی کاهش پیدا می‌کرد. (اشتباهی که خیلی از وب‌سایت‌ها دارند...)

 

چند نکته تکمیلی درباره قیف فروش در وب‌سایت‌ها

 

حتما باید صفحه اصلی ما، صفحه اقدام باشد؟

خیر. هر صفحه‌ای که لازم باشد می‌تواند باشد. مثلاً بلاگ شما (مانند بال الکترونیکی که ورودی‌اش از بخش بلاگ است بیشتر)، یا صفحات فرود. محدودیتی نیست. فقط باید بدانید که چه می‌خواهید بکنید.

 

آیا همه وب‌سایت‌ها باید قیف فروش داشته باشند؟

هم بله و هم خیر. وب‌سایتی که «چیزی می‌فروشد»، باید قیف فروش داشته باشد. اما وب‌سایت‌هایی که ساختارهای متفاوت دارند مانند وب‌سایت‌های خبری، جریان‌شان فرق می‌کند. هرچند که بهتر است این وب‌سایت‌ها هم سازوکاری برای مثلاً افزایش کیفیت و کمیت پایگاه داده ایمیل خود داشته باشند؛ و یا کاری کنند که کاربر در وب‌سایت به خوبی چرخش داده شود. یعنی در چنین وب‌سایت‌هایی، هدف فروش در یک صفحه خاص نیست، بلکه چرخش دادن کاربر در کلیه ساختار است و او را مخاطب دائم کردن. پس هم بله و هم خیر. اما اگر خدمتی، کالایی چیزی ارائه می‌دهید، چه رایگان چه غیر رایگان، حتما باید قیف یا قیف‌های فروشی برنامه‌ریزی شوند.

 

آیا می‌توان چند قیف فروش داشت؟

چرا که نه. برای نمونه، شما یک ورودی از سمت بلاگ و یا بخش محتوایی وب‌سایت‌تان خواهید داشت و یک ورودی از سمت تبلیغات کلیکی‌تان به صفحات فرود و یکی هم ورودی‌های صفحه اصلی‌تان. پس برای هر کدام باید قیف فروش داشته باشید تا هر سه به خوبی عمل کنند.

 

اصلاً قیف فروش داشته باشیم که چه بشود؟!

خیلی چیزها. اگر قیف فروش داشته باشید متوجه می‌شوید که کار کاربرتان در کجای وب‌سایت‌تان گیر است. کجا کاربر ریزش می‌کند (خارج می‌شود از فرایند)، کجا زمان زیاد صرف می‌کند و خیلی نکات دیگر. سپس با بهینه‌سازی این فرآیندها، نرخ‌های تبدیل و فروش نهایی افزایش پیدا می‌کند و این هم یعنی افزایش درآمد و سود.

 

نتیجه‌گیری

یک کلام، قیف فروش خوب است، ولی کمی زحمت دارد. اما در چند کلام؛ وجود قیف فروش یعنی عدم آزار کاربر و مشخص بودن تکلیف او در ساختمان آنلاین کسب‌وکار شما (وب‌سایت‌تان) و وجود فرآیندهای درست کاری در شرکت آنلاین شما (باز هم وب‌سایت‌تان). این دو در کنار هم یعنی افزایش بازدهی و افزایش فروش.

به بیان دیگر اگر قیف فروش نداشته باشید، مطمئن باشید هزینه‌ای که برای تبلیغات و جذب مخاطب و کاربر صرف می‌کنید، حتماً هدر رفت قابل توجهی دارد. پس همین الان دست به کار شوید.

به نظر شما قیف فروش چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

چگونه نه خودمان را سر کار بگذاریم و نه کسب‌وکارمان...
چک‌لیست یک آژانس هواپیمایی برای موفقیت (با رویکرد ...

مطالب مرتبط

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • بسيار عالي و آموزنده. مشتاقم بدونم يك قيف فروش خوب چه ويژگيهايي بايد داشته باشد.
    ضمنا براي مشاوره در مورد سايت خودم و قيف فروش ، چه راه ارتباطي با شما هست؟

  • با درود

    ضمن سپاس، پاسخ خدمت‌تان ایمیل شد.

×
به وب‌سایت من خوش‌آمدید.

آموزش‌ها، تکنیک‌ها و مطالب ویژه را از طریق ایمیل دریافت کنید.